تنپوش ميزبان پسند
برای شناخت حکم پوشش زنان غیر مسلمان و یا وادار کردن آنان به [رعایت] پوشش اسلامی، هنگام حضور در جوامع اسلامی، باید به دو نکته اساسی زیر توجه داشته باشیم:
الف) با مطالعه قرار دادهایی که پیامبر اسلام(ص) با اهل ذمه داشته است، به این نتیجه می رسیم که آنان می توانند بر اساس فرهنگ خودشان رفتار کنند و هیچ الزامی نسبت به پوشش اسلامی ندارند؛ زیرا با این که در این قراردادها، اهداف و مواد آن به گونه ای روشن تنظیم شده است، در عین حال، هیچ سخنی از پوشش زنان آن ها به میان نیامده است.

افزون بر این، در قراردادهای ذمه، فقهای شیعه، دو گونه شرط را یادآوری کرده اند:
یک ـ شرایطی که باید در متن قرارداد قید گردد، از قبیل: جزیه، احترام به قانون های اسلام، پذیرش احکام جزایی و قضایی اسلام و...؛
دو ـ شرایطی که با توافق مسلمانان و اهل ذمه بهتر است در قرارداد گنجانده شود، از قبیل: خودداری از پیشنهاد ازدواج با زنان مسلمان، خودداری از تلاش های تبلیغی و... .
در هر دو بخش، اشاره ای به الزام زنان اهل ذمه به حجاب نیامده است. با این که اگر از مواد اساسی بود و یا دست کم از مواردی بود که بهتر بود در قرار داد گنجانده شود، باید جزو آن شرایط آورده می شد.
ب) در شماری از روایات از پیامبر و امامان معصوم(ع) سؤال شده که نگاه کردن به سر و صورت و موهای اهل ذمه چه حکمی دارد؟ از باب نمونه، در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «لا بأس بالنظر الی رؤوس النساء من اهل الذمة؛ نگاه به سرهای زنان اهل ذمه جایز است». در روایت دیگری امام صادق(ع) از پیامبر اسلام نقل کرده که فرمود: «لاحرمةٌ لنساء اهل الذمة ان ینظر الی شعورهن و ایدیهن؛ حرام نیست که به موها و دست های زنان اهل ذمه نگاه شود».

از این روایات به دست می آید که زنان اهل ذمه، فرهنگ پیش از اسلام را حفظ کرده بودند و به پوشش اسلامی پای بند نبودند و الزامی هم برای آنان از سوی پیامبر(ص) و یا امامان معصوم(ع) همانند زنان مسلمان وجود نداشته است. پرسش مسلمانان نیز برای این بوده که تکلیف خودشان را در برخورد با آنان بفهمند.
از این دو نکته به این نتیجه می رسیم که زنان اهل ذمه ملزم به حجاب و پوشش اسلامی نبوده اند. وقتی که زنان اهل ذمه ملزم نباشند، به طریق اولی، زنان دیگر کافران ملزم به پوشش اسلامی نیستند».
استاد مطهری نیز در کتاب مسئله حجاب، پس از استناد به این دو روایت درباره زنان اهل ذمه، چنین نتیجه گیری می کند: «در این مسئله که نظر به زنان اهل کتاب جایز است، فقها و مجتهدین متفق می باشند. الا این که جمعی از فقها، قیدی را اضافه کرده اند و آن این است که باید به مقداری که در زمان پیغمبر اکرم(ص) بین خود اهل ذمه متداول بوده است، اکتفا کرد؛ یعنی باید دید چه مقدار را در آن زمان ها نمی پوشانیده اند، نگاه کردن به همان مقدار جایز است. (آن هم بدون تلذّذ و ریبه) و اما این اندازه که در این زمان ها برهنه شده اند، نگاه به آن جایز نیست. ولی عقیده دیگران این است: هر اندازه از بدن آن ها که معمولاً خودشان در ملأعام نمی پوشند، نظر به آن مانعی ندارد، هر چند در زمان پیغمبر اکرم(ص) کمتر از آن را باز می گذاشتند».

آشکار است وقتی وادار کردن زنان اهل ذمه به پوشش در حالی که ساکن سرزمین اسلامی هستند، ضروری و واجب نباشد، به طریق اولی، در مورد پوشش زنان جهان گرد، الزام و اجباری در کار نیست.
با اين حال از نظر حقوقی، رعایت قوانین داخلی کشور میزبان توسط جهان گردان به همان اندازه ضروری است که رعایت طبیعی ترین و انسانی ترین حقوق جهان گردان از سوی میزبان.
بنابراین، از آن جا که رعایت حجاب و پوشش مناسب، فعلا بخشی از قانون کشور ایران است، احترام به آن برای بانوان جهان گرد نیز لازم است. در مقابل، کشور میزبان نیز وظیفه دارد حقوق غیر مسلمان را محترم بشمارد و از جمله اینکه: «غیرمسلمانانی که به کشور اسلامی می آیند، از آزادی در انجام وظایف مذهبی و نیز برگزاری مراسم ملی و دینی برخوردارند.
در سوگندنامه جهان گردان نیز به عنوان یکی از تعهدات آنان آمده است که: «حرمت همه فرهنگ ها و آداب و رسوم مردمانی را که با آن ها روبه رو می شوم، نگه دارم.»
آن چه را به عنوان نتیجه می توان یاد کرد، چنین است:
1. می توان گفت که در فقه اسلامی، ضرورتی در داشتن پوشش ویژه ای برای بانوان جهان گردان غیرمسلمان نیست.
2. تا زمان نگارش این پژوهش، بر اساس قوانین مدنی، بانوانی که از خارج وارد کشور می شوند، از نظر پوشش در مجامع عمومی باید حداقل عرف جامعه را رعایت کنند.

به این ترتیب، حضور زنان جهان گرد، نه تنها تهدیدی برای جوانان و بانوان جامعه اسلامی نیست، بلکه باتوجه به آن چه گفته آمد، حتی می تواند فرصت مناسبی را نیز برای انتقال ارزش های فرهنگی فراهم آورد و امید که چنین باشد.
امیرعباس وفایی.دانشجوی كارشناسي ارشد رشته ی مدیریت جهانگردی و راهنماي گردشگري